ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه
فرا رسیدن تاسوعا و عاشورای حسینی سالروز شهادت مظلومانه حضرت سید الشهدا امام حسین (ع) و یاران و اهل بیت باوفایش را به محضر عالی قدر اربابمان حضرت حجت ابن الحسن المهدی (عج) و تمامی مسلمانان و آزادگان جهان تسلیت می گویم.

همچنین در این ایام ملکوتی هفتمین روز ارتحال مبارز نستوه , یار و یاور امام راحل (ره) و بزرگترین مرجع فعلی جهان اسلام حضرت آیت الله العظمی حسینعلی منتظری(ره ) را به ساحت مقدس حضرت بقیه الله (عج) و همه دوستداران آن عزیز سفر کرده تسلیت عرص می نمایم.
+
نوشته شده در جمعه چهارم دی 1388ساعت 22:3 توسط حسین خرسند
|

آیت الله منتظری به رحمت ایزدی پیوست اما نام وی تا ابد در تاریخ ایران و تشیع و اسلام جاودانه خواهد ماند. اما نکته ای که باعث آزردگی دلها شد بی نزاکتی و بی ادبی برخی افراد و سایتها و خبر گزاریها نسبت به آن عزیز تازه سفر کرده بود. در حالی که آیت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی در پیام غیر منتظره اما مدبرانه خود در مقام آیت الله منتظری مرقوم کرد:
بسم الله الرحمن الرحيم
اطلاع يافتيم كه فقيه بزرگوار آيتالله آقاي حاج شيخ حسينعلي منتظري رحمت الله عليه دارفاني را وداع گفته و به سراي باقي شتافته اند.
ايشان فقيهي متبحّر و استادي برجسته بودند و شاگردان زيادي از ايشان بهره بردند. دوراني طولاني از زندگي آن مرحوم در خدمت نهضت امام راحل عظيمالشأن گذشت و ايشان مجاهدات زيادي انجام داده و سختيهاي زيادي در اين راه تحمل كردند. در اواخر دوران حيات مبارك امام راحل امتحاني دشوار و خطير، پيش آمد كه از خداوند متعال ميخواهم آن را با پوشش مغفرت و رحمت خويش بپوشاند و ابتلائات دنيوي را كفاره ي آن قرار دهد.
اينجانب درگذشت ايشان را به همه ي بازماندگان بويژه همسر مكرّمه و فرزندان محترم آن مرحوم تسليت ميگويم و رحمت و مغفرت الهي را براي وي مسألت ميكنم.
سيد علي خامنه اي
29/ آذر/ 1388
اما خبر گزاری فارس که به دروغ ادعای تبعیت از ولایت را دارد نوشت:
حسینعلی منتظری درگذشت.
پیکر منتظری ساعت ۹ فردا تشییع می شود.
پیام آیت الله ... به مناسبت درگذشت منتظری
آیا با کسی که به قول رهبری عمر خود را در راه اسلام و انقلاب مصروف داشت باید چنین برخورد شود؟ یعنی نمی توانستید همچون رهبر جمهوری اسلامی از لفظ آیت الله استفاده کنید؟از این هم بدتر نمی توانستید نام وی را با کلمه آقا همراه کنید؟
ننگ بر شما دروعگویان و منافقان روزگار
زمانی که آن عزیز سفر کرده در زندانهای بیداد شاه بود آقایان شورای نویسندگان خبر گزاری فارس یا هنوز قدم به این جهان نگذاشته بودند یا در دامان مادرانشان دد و ماما می کردند. شما که ادعایتان در تبعیت از ولایت گوش فلک را کر کرده چرا در این موارد ولایت را فراموش می کنید؟ چرا پاره شدن عکس بنیانگذار کبیر انقلاب را پیراهن عثمان می کنید تا به اهداف کثیفتان برسید اما وصیت نامه الهی و سیاسی ایشان را با مداخله کردن در امور سیاسی و انتخابات لگد مال می کنید؟ اگر آن مزدور خدانشناس عکس امام ما را پاره کرد شما راه و روش آن عزیز را لگد مال کرده اید. امید وارم اگر کمی عقل و بینش دارید کمی هم به روز جزا بیندیشید و دست از جنایت بردارید.
راستی من ندیدم رئیس دولت کودتا پیامی بدهد؟ آیا شما دیده اید؟


+
نوشته شده در دوشنبه سی ام آذر 1388ساعت 15:53 توسط حسین خرسند
|
با دلی سرشار از غم ارتحال ملکوتی بزرگترین مرجع فعلی جهان اسلام
حضرت آیت الله العظمی منتظری را به محضر مبارک حضرت ولی عصر(عج) ,مراجع بزرگ اسلام و تمامی مسلمانان جهان به خصوص مردم شریف ایران تسلیت عرض می کنم.
سابقه طولانی آن عزیز تازه سفر کرده در مجاهدت در راه اسلام و صبر ایشان در برابر گستاخی های دیکتاتور و عمال کثیفشان از وی شخصیتی بزرگ و مورد علاقه مردم ساخته بود.

خداوند روح بزرگ آن عزیز را در جوار پیامبر گرامی اسلام(ص) و ائمه معصومین علیهم السلام از رحمت بی پایان خود بهره مند سازد.
جدید:
وزارت ارشاد دولت احمدینژاد دیکتاتور تنها ساعتی بعد از پیام تسلیت رهبری به مناسبت درگذشت آیتالله العظمی منتظری، محدودیتهای شدید و کمسابقهای را به بهانه جلوگیری از تحریک عموم علیه رروزنامهها اعمال کرد.
به گزارش «پارلماننیوز»، حوالی ساعت۱۹امروز معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد با استقرار نمایندگانش در چاپخانهها به روزنامهها اعلام کرد که حق ندارند در صفحه اول خود عکسی از آیتالله منتظری منتشر کنند و پیامهای تسلیت به شرطی که تحریککننده نباشد به استثنای پیام رهبر انقلاب باید در صفحات داخلی منتشر شود.
وزارت ارشاد در حالی دلیل این عمل غیراخلاقی و غیر حرفهای و بر خلاف قانون اساسی را انجام داده که مدعی است این کار برای جلوگیری از تحریک مردم است!
به این می گویند آزادی در ایران اسلامی
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعت 14:25 توسط حسین خرسند
|
معاون پژوهشی موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) با اشاره به جنجالها در مورد هتك حرمت به ساحت رهبر كبیر انقلاب اسلامی، پخش تصویر پاره شده ایشان در صدا و سیما را مشكوك دانست.
محمد علی خسروی در گفتگو با ایلنا، در پاسخ به سوالی در خصوص نمایش تصویر پاره شده بنیانگذار جمهوری اسلامی در جریان تجمعات دانشجویی16 آذر، اظهار داشت: در صورت وقوع چنین اقدام بسیار خطا و منفوری، صداوسیما که این صحنه را پخش کرده مقصر است.
وی افزود: اگر قرار بر محکومیت کسی باشد، هم فردی که عکس امام(ره) را پاره کرده است و هم صداوسیما که با پخش آن روحیه مردم را جریحهدار کرد، باید محکوم شوند.
خسروی با بیان اینکه مردم ماهیت این قضیه را به خوبی میدانند، تصریح کرد: نشان دادن چنین صحنه ناراحت کنندهای که مردم را تحت تاثیر قرار می دهد، کاملا مشکوک به نظر میرسد.
عضو مجمع روحانیون مبارز درخصوص نسبت دادن هتک حرمت امام راحل(ره) به اصلاح طلبان یادآور شد: موسوی، خاتمی و کروبی از یاران دیرین امام هستند و بیش از همه نسبت به این مساله حساس هستند و قبل از همه نیز در خصوص آن موضع گیری کردند و لذا این قضیه ربطی به آنها ندارد.

آری همه دیدیم که موسسه حفظ آثار امام که خود وظیفه احیای نام آن عزیز سفر کرده را دارد نسبت به این حرکت کثیف و رزیلانه جناح حاکم و صدای و سیمای ضرغامی واکنش نشان داد.
امام مرشد و پیر همه ما بوده و هست و هرگونه بی احترامی به آن عزیز سفر کرده خیانت به آرمانهای شهدا و اسلام است اما خیانتی از آن بالاتر سوئ استفاده از نام امام جهت رسیدن به اهداف شوم سیاسی است. هدف صدا وسیما از این سناریو خراب کردن وجهه کروبی و موسوی است حال آن که همه ما از ارادت این دوستان به امام مطلعیم و حمایتهای امام در زمان حیاتشان از این 2 بزرگوار بی سابقه بود . نمونه آن حمایت قاطع آن عزیز سفر کرده در انتخاب آقای موسوی به عنوان نخست وزیر بود در حالی که آقای خامنه ای با انتخاب ایشان مخالف بود اما به خاطر پیام قاطع امام در حمایت از آقای موسوی مجبور به انتخاب ایشان شد. آقای کروبی هم که همزمان نماینده امام در بنیاد شهید و هم نماینده امام و سرپرست حجاج بود. پس این اعتراضها و تحصنات و خود حرکت آن فرد احمق در بی احترامی به تصویر امام سناریوی کثیف جناح حاکم است. تازه در این زمان نیز بیت شریف امام به طور علنی از شرایط موجود بر کشور گله مندند. وقتی آقایان ابطحی و نبوی از زندان آزاد می شوند و اعضائ آن خانواده مکرم به دیدار آن عزیزان انقلاب می روند آیا چیزی جز دهن کجی به اعمال خلاف بشری جناح حاکم است؟ پس به آقایان می گوییم حنایتان دیگر رنگی ندارد و همه از نزدیکی و ارادت رهبران سابق ایران و مظلومان فعلی جور حاکمیت به امام و خانواده او آگاهند پس مانند همیشه می گویم این راه کثیفی را که انتخاب کرده اید ره به گورستان دارد.
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت 11:12 توسط حسین خرسند
|
سیدمحمد خاتمی، رئیسجمهور پیشین کشورمان از اینکه امکان حضور در مراسم 16 آذر در دانشگاه ها را نیافت، ابراز تاسف کرد.
به گزارش سایت باران، حجت الاسلام و المسلمین سیدمحمد خاتمی در دیدار با خانواده های زندانیان سیاسی ضمن تبریک عید سعید غدیر به حاضران گفت:«معمولا در روزهایی چون عید غدیر و سایر اعیاد، با بسیاری از عزیزترین عزیزانمان که با آنها سابقه همکاری و دوستی داشتیم و آنها را خدمتگزاران خوب نظام و جامعه و اهل فکر و تدبیر و ایمان میدانستیم هم دیدار داشتیم و چهره خوب و مصمم آنها را میدیدیم و افتخار میکردیم که نظام جمهوری اسلامی از این نیروهای مومن و مقاوم و مخلص برخوردار است اما امسال از دیدارشان محرومیم.»
وی با اشاره به مصادف شدن این دیدار همزمان با عیدغدیر و ۱۶آذرافزود:
رئیس بنیاد باران تصریح کرد:« آن ۳ قطره خون پیش پای نماینده قدرتی که در ایران کودتا کرده بود و بعدها اسنادش هم در آمد ریخته شد و نشان داد دانشگاه ما به نمایندگی از ملت ایران در مقابل استبداد و در مقابل حکومت کودتا و هم در مقابل سلطه بیگانه ایستاده است.»
رئیسجمهور سابق کشورمان با ابراز تاسف از اینکه ۱۶آذر امسال بر خلاف دوران ریاستجمهوری و سالهای اخیر امکان حضور و گپ و گفت با دانشجویان و شنیدن درددلهای متقابل فراهم نشد، گفت:« امیدوارم بار دیگر در فضایی قرار بگیریم که ۱۶ آذرها در فضایی آزاد و در حدی که قانون و نظام و مصلحت اجازه میدهد و اجازه داده و تامین کرده بتوانیم با آزادی این دیدارها و نشستها و تجمعها را داشته باشیم و در این تجمعها و نشستها دلهایمان را به هم نزدیک تر کنیم.»
وی با اشاره به یکی از مصاحبههایی که با حضرت امام خمینی(ره) در آستانه انقلاب انجام شد، اظهار داشت:«در آن مصاحبه از امام راحل سئوال شد که این جمهوری اسلامی که شما میگوئید چیست؟ امام فرمودند پاسخ روشن است، جمهوری به همان معنایی است که هعه عالم قبول دارند.»
رئیس بنیاد باران افزود:«این دیدگاه امام راحل از آن جهت حائز اهمیت است که که انقلاب ما برای تحمیل رژیمی که از بالا فقط از مردم اطاعت بخواهد نیست، بلکه متناسب با دستاوردی است که بشر در طول تاریخ داشته و همچنین و آن ظرفیتی که اسلام دارد؛ این نظامی که عرضه میشود با این معیارها سازگار است که همان معیار مردم سالاری باشد که تجلی آن در جمهوری است و امام هم تاکید میکنند به همان معنایی که در دنیا هست.»
خاتمی تاکید کرد:«جمهوری یعنی مردم انتخاب میکنند، حاکمانشان را تحت نظر قرار میدهند، می توانند به آنها انتقاد بکنند، میتوانند آنها را بدون توسل به زور جا به جا کنند، حکومتها در مقابل مردم مسئولند، ملاک و میزان رای مردم هست ،مردم حرمت دارند، ارباب واقعی یک جامعه خود مردم هستند و حاکمان نه اربابان مردم که خدمتگزاران بر آمده از اراده مرم هستند ؛ امام خمینی افزودند مراد از اسلامی اینکه ارزش ها و معیار های الهی و اسلامی بر جامعه حاکم باشد.»
رئیسجمهور سابق کشورمان تصریح کرد:«امام خمینی نمونه آن حکومت را هم حکومت حضرت امیرالمومنین علی بن ابیطالب نام بردند یعنی چشم انداز عظیمی که بنده هم این افتخار را دارم که از همین امور دفاع کرده و می کنم.»
سیدمحمد خاتمی با بیان اینکه «ما در ایران با توجه به تجربه تاریخی که داشتیم نه تنها نمیخواهیم و نمی توانیم سکولاریسم را بپذیریم بلکه می خواهیم تمام مزایایی را که بشر در طول تاریخ داشته و برای آن قربانیهایی داده است را داشته باشیم»، اظهار داشت:« ما آزادیها، حرمت انسان حقوق انسان، پیشرفت جامعه، توسعه همه جانبه کشور، رهایی از سلطه بیگانگان و استبداد را میخواستیم و می خواهیم ؛در عین حال می خواهیم یک سلسله معیارهای معنوی که اتفاقا غیبت آن در دنیای مدرن و دنیای امروز باعث مشکلاتی برای بشر امروز شده است، را داشته باشیم.»
رئیسدولت اصلاحات یادآور شد:« ما راهمان این راه بود که اگر تداوم پیدا میکرد و انشالله باید تداوم پیدا کند، میتوانست و میتواند هم استبداد را به عنوان پدیده تلخ و زشت تاریخی از صحنه خارج کند و هم مانع سکولاریسم که انسان را از بسیاری معیارهای معنوی محروم میکند؛ بشود.»
رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها همچنین اظهار داشت:«علی(ع) که با خواست مردم به قدرت رسید هنگامی که به ایشان پیشنهاد کردند با توجه به انحرافاتی که در برخی والیان و حاکمان قبلی وجود داشت در آغاز کار دست به ترکیب حکومت ها نزنید تا مستقر شوید و بعد ببینیم چه میشود، فرمودند “از من میخواهید قدرت را با ستمگری کردن و یا تن دادن به ستم و امضاء کردن ستم بدست بیاورم؛ علی و کسب قدرت با تن دادن به ستم هرگز!من آمده ام بگویم سیاست یعنی حاکمیت اخلاق؛ حاکمیت معیارهای الهی وحاکمیت حرمت انسان.»
در ادامه سیدمحمد خاتمی با اشاره به حوادث و اتفاقاتی که در جریان و بعد از انتخابات در کشور رخ داد، گفت:«بنده از این حوادث برای جمهوری اسلامی و نظام ناراحتم، به خاطر ستمی که میشود، از جمله دوستانی که الان در بند گرفتار هستند تا آنجا که آنها را میشناسم؛ جفاست که متهم به ضدیت با انقلاب، اسلام و مصالح کشور شوند؛ در حالیکه آنها حاضر بوده و هستند جانشان را فدای ارزشهایی بکنند که در انقلاب ما تجلی پیدا کرد.»
رئیسجمهور سابق کشورمان تاکید کرد:«ممکن است آنها دیدگاههایی داشته باشند که با برخی از دیدگاههای دیگر هماهنگ نباشد، اما در مقام عمل و ارزشهای اصولی، بنده مطمئنم و هیچ تردیدی ندارم اکثر این افراد اگر نگویم از همه اینها، اغلب و اکثر آنها سرمایههایی هستند که هزینههای که برای انقلاب پرداختهاند از بسیاری از بازجویان و کارشناسان پروندههایشان بیشتر است و امروز به جرم ضدیت با امام، انقلاب و چیزهای عجیب و غریبی متهم میشوند.»
وی ادامه داد:«انسان متاسف میشود از روشهایی که در بازداشتها، بازجوییها، تشکیل دادگاهها، صدور احکامی که متناسب با جرم نسبت داده شده نیست و دادگاهی که به گفته حقوقدانان خلاف موازین و ضوابط است به کار برده شد.»
رئیس بنیاد باران افزود:«برای ۱۰روز مرخصی به انسان عزیزی که در آستانه ۷۰ سالگی است، با آن بیماریهای متعددی که دارد، ۸۰۰ میلیون تومان وثیقه میگیرند و بعد هم میگویند بلافاصله به زندان برگرد، آیا این کارها لطمه به نظام جمهوری اسلامی نیست؟»
خاتمی تاکید کرد:«بنده بیش از اینکه دلم برای این عزیزان بسوزد که آمادگی پرداخت این هزینه را داشتهاند و الحمدالله خانوادههایشان مقاومتهایی دارند که ما به آن افتخار میکنیم برای ستمی که به جمهوری اسلامی میشود غصه میخورم و رنج میبرم.»
وی با اشاره به دیداری که در اوایل دستگیریها با جمعی از خانوادههای بازداشتشدگان داشت، گفت:« در آن دیدار خطاب به آیتالله شاهرودی گفتم شما رئیس قوه قضاییه هستید، این مسائل دست شماست و میتوانید آنها را پیگیری کنید تا به این صورت نباشد و باز هم انتظار داشتیم با تحولی که در قوه قضائیه صورت گرفت، در آغاز کار و در طلیعه تحولی که میخواهد در نظام قضایی ما و روشهای آن ایجاد شود، این روشها و شیوهها منتفی شود و به نفع نظام بود که در آستانه این اعیاد این دوستان عزیز آزاد میشدند.»
رئیسجمهور سابق کشورمان تصریح کرد:« اگر هم واقعا باید دادگاهی باشد باید طبق موازین قانونی کارها انجام گیرد، دادگاه صالحه با حضور هیات منصفه و وکیل انتخابی افراد انجام و بر اساس مستندات قوی کارها انجام شود، کسی با این روشهای قانونی مخالف نیست ولی از شیوههایی که هست و ستمی که بیش از اینکه به افراد شود به چهره نظام جمهوری اسلامی میشود ناراحت هستیم.هنوز هم دیر نیست بیایم همه روشهایی را انتخاب کنیم که خیر آن به همه برسد.»
خاتمی در ادامه این سئوال را مطرح کرد که«آیا ما که میخواهیم چهره نظاممان انسانی،قانونی و مردمی باشد ضد نظامیم یا کسانیکه کاری می کنند که از نظام ما چهره بد و زشتی در دنیا تجلی پیدا کند؟»
وی همچنین گفت:«همه باید دلمان برای اسلام و انقلاب بسوزد و در کنار همدیگر باشیم ولی باید کسانیکه دلسوز نیستند، از صحنه بیرون بروند، منظورم حذف آنها نیست بلکه میگویم محور کار نباید آنها باشند.»
رئیسجمهور سابق کشورمان با بیان اینکه «وضعیت کنونی جنگ میان اصولگرایان و اصلاحطلبان نیست»، اظهار داشت:«در حال حاضر بسیاری از اصولگرایان هم از این وضع ناراحتند، امروز حتی اصولگرایان عاقل را نیز حذف میکنند که این دیدگاه خطرناکی است و بنده هشدار میدهم که این امر به زیان جمهوری اسلامی است.»
رئیس بنیاد باران توصیه کرد:«بر اساس چارچوب قوانینی که هست بیاییم دلها را به هم نزدیک کنیم و وحدتی پیدا کنیم و از این تندوریها و افراطها جلوگیری شود، نمیگویم جبران ستم بلکه لااقل رفع ستم ستمدیدگان بشود و شاهد این باشیم در فضای مناسبتری که همه به ایران و سربلندی آن بیاندیشیم از این تنگناها و فشارها رها شویم و شاهد این باشیم با کمک این عزیزان که به ناحق مجرم شناخته می شوند، این مسائل رفع شود و به سوی آیندهای برویم که خیرش شامل همه افراد وطن شود و دینمان را به انقلاب خون شهیدان امام ادا کنیم.»

سیدمحمد خاتمی خاطر نشان کرد:«همان طور که پیامبر فرمود “سوره هود مرا پیر کرد” و اشاره کردند به این آیه که ” فَاسْتَقِمْ کَمَا أُمِرْتَ وَمَن تَابَ مَعَکَ ” همان طوری که خداوند از تو خواسته و امر کرده استقامت کن ونیز کسانیکه توبه کردهاند و همراه تو بودهاند آنها هم استقامت کنند وشما عزیزان و همه ما باید در مسیر حق با استقامت باشیم باز هم به تعبیر قرآن که در سختیها به صبر و نماز توصیه شده استقامتتان را تقویت کنید و این شعر بلند را از یاد مبرید که اندر بلای سخت پدید آرند فضل و بزرگ مردی و سالاری.»
در ابتدای این دیدار خانواده های زندانیان سیاسی، گزارشی از آخرین اخبار مربوط به پرونده و وضعیت سلامتی زندانیان خود ارائه کردند که سایت نوروز مشروح گزارش خانواده ها را در خبر دیگری به اطلاع خوانندگان خود می رساند.
در مملکتی که رئیس جمهور سابقش حق دیدار با دانشجویان را در محیط مقدس دانشگاه ندارد آیا می توان ادعای دیکتاتورش را که معتقد به آزادی بیان در آن است را باور کرد؟
در حکومتی که آن را به دروغ به امام زمان نسبت می دهند افراد احمق و کج اندیشی همچون حسین شریعتمداری خود را متولی مردم می دانند و به جای آنها تصمیم می گیرند باید شاهد این چنین افتضاحاتی بود.
براستی جریان غدیر و حوادت ناگوار بعد از آن دوباره دارد تکرار می شود و مدت زمان کمی پس از رحلت امام فرزندان آن انقلاب توسط کسانی که کمترین نقشی در ایجاد انقلاب نداشته اند زندانی شده اند و انواع تهمتها و بی احترامی ها نثار آنها می شود. اما در جواب این ابلهان باید گفت الیس الصبح بقریب. بامداد روشنایی بخش که همراه با خفت و خواری شما بزدلان خواهد بود نزدیک است.
+
نوشته شده در سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 18:46 توسط حسین خرسند
|

دکتر محمد ستاریفر، رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی دولت اصلاحات در حال رفتن به خیاطی توسط نیروهای لباسشخصی با برخوردی به شدت زننده و سخیف به جرم اغتشاشگری به مدت سه ساعت بازداشت شد.
به گزارش موج سبز آزادی، ماموران محمد ستاری فر، استاد برجسته اقتصاد و رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی در دولت اصلاحات را که روز سیزده آبان در حال رفتن به مغازه خیاطی بود، در ملاعام طی برخوردی خشن و وحشیانه، دستبند زدند، بر سرش کلاه کشیدند و با توهینهای لفظی مکرر او را به مدت سه ساعت در بازداشت نگاه داشتند.
ستاریفر که خواستار توضیح بیشتر در مورد نحوه برخورد وحشیانه این افراد خودسر شده بود با این پاسخ که به جرم سازماندهی اغتشاشات بازداشت شده است، مواجه شد.
پروسه متقاعد کردن ماموران لباسشخصی مبنی بر اینکه وی با خیاط خود قرار داشتند و خیاطی رفتن اصولا ربطی به اغتشاشگری ندارد سه ساعت به طول انجامید و بعد از توهینهای لفظی مکرر، کلاه سیاه را از سر وی خارج و آزادش کردند.
ستاریفر، عضو جبهه مشارکت ایران اسلامی، سالها معاون رییسجمهور، رییس سازمان مدیریت و برنامهریزی و پیش از آن رییس سازمان تامیناجتماعی و از تدوینکنندگان اصلی برنامه چهارم توسعه و چشمانداز بیست ساله کشور بوده است. این اقتصاددان پرتجربه هماکنون استاد دانشگاه علامهطباطبایی است.
به راستی آقایان با این وحشی گری ها به کجا می خواهند برسند؟ هرچه این اعمال خلاف اصول بشری افزایش یابد نفرت مردم از دولت کودتا و دیکتاتور بیشتر خواهد شد.
احمدی نژاد و عمالش بدانند این روشهای وحشیانه و حیوانی در نهایت به گورستان منتهی می شود و روزی خواهد آمد که این بربرهای عقب مانده در گورستان تاریخ ملت بزرگ ایران دفن خواهند شد.
به امید آن روز
+
نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 18:39 توسط حسین خرسند
|
بی خردی احمدی نژاد دیکتاتور ایران باعث کوچک شدن مجدد نام ایران و موجبات تمسخر دیگران شد.
در حالی که انتخابات افغانستان با راءی کمیته نظارت بر انتخابات این کشور به مرحله دوم رسید احمدی نژاد دز یک اقدامی نابخردانه و قبل از تاءیید نتایج انتخابات این کشور پیروزی حامد کرزای را در این انتخابات به وی تبریک گفت.
حال سئوالی که وجود دارد این است که چرا رئیس دولت کودتا به خود اجازه داده قبل از تاءیید انتخابات به کاندیدایی که هنوز پیروز نشده تبریک بگوید؟شاید وی نیز فکر می کرده که عوامل کودتا در ایران همچون نظامیان و شورای نگهبان مشابهی در افغانستان وجود دارد تا از تقلبات چشمگیر همانند ایران چشم پوشی کنند و کرزای را پیروز انتخابات اعلام کنند.

حالا با دو مرحله شدن انتخابات ریاست جمهوری افغانستان چه کسی جوابگوی این عمل بی تدبیرانه احمدی نژاد است؟
به راستی تا کی باید آبروی ایرانیان توسط دیکتاتور به بازی گرفته شود؟
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 10:9 توسط حسین خرسند
|
پس از پلمپ دفتر مهدی کروبی، و دفتر حزب اعتماد ملی، اعضای شورای مرکزی این حزب تصمیم داشتند تا با دبیرکل دیدار کنند اما با فشار ماموران امنیتی از این دیدار جلوگیری شد.
به گزارش تغییر، قرار بود که دیشب مهمانیای با حضور اعضای شورای مرکزی و مهدی کروبی در منزل رسول منتجب نیا، قائم مقام دبیرکل برگزار شود که ماموران امنیتی ساعت ۳ بعدازظهر دیروز با منتجب نیا تماس گرفتند و تهدید کردند که در صورت برگزاری این مهمانی برخی از اعضای شورای مرکزی دستگیر خواهند شد.
با توجه به اینکه این جلسه، صرفا یک مهمانی ساده بود، تصمیم گرفته شد تا برای جلوگیری از تنش بی فایده این جلسه لغو شود تا در آینده نزدیک اقدام مقتضی صورت گیرد.

براستی اینها که هستند؟ قوم مغول هم این قدر وحشی نبود. صدام و هیتلر هم دیکتاتوریشان در این حد نبود. مملکتی که در آن اعضای یک حزب قانونی که همگی از یاران صدیق امام بوده اند و از سابقون در انقلاب هستند حق شرکت در یک جلسه و محفل خصوصی را ندارند را چه باید نامید؟
من که در عمرم قومی بربرتر از اینها و دیکتاتوری منفور تر از احمدی نژاد ندیده ام. هرچند که به علت شرایط دیکتاتوری حاکم بر ایران قطعا" این پست من نظرات بسیار کمی دارد اما چه کنم که نظرات خصوصی آن بسیار خواهد بود چون دیکتاتورها و قاتلین مردم به آن دسترسی نخواهند داشت.
اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن الظالمین
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت 16:10 توسط حسین خرسند
|
سلام به همه دوستان عزیز
دیشب از وقتی که به رختخواب رفتم تا زمانی که پلکهایم بر روی هم رفت در این اندیشه بودم که ۲۱ میلیارد دلار چقدر پول است؟به یورو که قیاس کردم دیدم بیشتر از ۱۱ میلیارد یورو می شود. به تومان حدود ۲۱ تریلیارد تومان می شود .به ریال؟نمی دانم چه می نامند شاید بگویند ۲۱ هزار تریلیارد ریال.
شاید با خود می پرسید نکند دیشب در رختخواب جای سر و پایش عوض شده که این محاسبات را می کند.شاید هم برخی می گویند بچه حاج رمضان حتما" لوتاریش برده و میلیاردر شده و حالا دارد حساب کتاب می کند که می تواند چند دهنه از مغازه های پاساژ بهادر قهرمان را بخرد!!!!!!!!!!!!!!
به راستی ۲۱ میلیارد دلار پول چقدر پول است؟ با آن می شود چند استان را متحول کرد؟ آیا مشکل بسیاری از جوانان ما با این پول حل نمی شود؟
آری عزیزان نه مخم تکان خورده نه دیشب جای خوابم بر عکس شده و نه فرزند حاج رمضان از این شانسها دارد که لوتاریش ببرد پس علت چیست که از دیشب تا به حال وارد این وادی شده ام؟
دیروز عصر (به وقت ایران دیشب)به خانه آمدم و تلویزیون را باز کردم و دکمه کنترل را به سمت کانال شبکه خبر ایران خودمان نشانه گرفتم دیدم که خبر ۲۰ را دارد نشان می دهد.
تلویزیون احمدی نژاد خبر و گزارشی را داد که هنوز کله ام سوت می کشد؟ یعنی اگر هر ایرانی با هر گرایش سیاسی و مذهبی و ... این خبر را بفهمد و بی خیال از آن عبور کند ببخشید بی ادبی نباشد غیرت ندارد,شرف ندارد و از انسانیت بویی نبرده است. با کمال پر رویی آقایان در تلویزیون فخیمه خودشان اعلام کردند که آمار قبلی که از سوی ایران اعلام کرده بود که میزان استخراج گاز ایران از میدان مشترک پارس جنوبی با قطر برابری می کند واقعیت ندارد و ایران سالانه(تاءکید می کنم سالانه ) ۲۱ میلیارد دلار گاز از این منبع مشترک خدادادی کمتر از قطر استخراج می کند.آری سالانه ۲۱ میلیارد دلار سرمایه خدادای این ملت با بی تدبیری مسئولین بر باد می رود؟




درد بیشتر این خبر آن جایی است که همگان می دانیم ما ۱۰ سال پس از قطر به استخراج از این منبع خدادادی روی آوردیم و الان نیز چند سال است که میلیاردها دلار کمتر از این کشور ۱ میلیون نفری گاز بهره برداری می کنیم. اگر آن ۱۰ سال صفر دلاری برای ایران و این ۵ و ۶ سال این مدلی را حساب کنیم به چه عددی می رسیم؟ من فکر می کنم حتی نتوان دیگر به دلار هم نامی برای آن گذاشت؟ چون آن قدر بزرگ می شود که مخترع عدد هنوز نامی برای آن انتخاب نکرده است؟
من در این بحث نمی خواهم نتیجه گیری شخصی کنم . فقط خواستم در این زمینه دری را باز کنم تا دوستان بیایند و نظر خود را بگذارند و سایرین خود قضاوت کنند. شاید در کامنت بعدی نظر شخصی خودم را بگذارم. اما فقط به یک نکته اشاره می کنم که اگر انسان به خاطر این بی تدبیری مسئولین فخیمه مان از شدت علاقه به این مردم و جفایی که بر آنها می شود دیوانه شود و یا بمیرد بی دلیل نبوده و قابل تو جیه است.
همه دوستان را تا نوشتار بعدی به خدای مهربان می سپارم و امیدوارم که خود آن عزیز همگان را در مواجهه با این خبر خیانت و بی لیاقتی مدیران کشور از هر پیامد منفی مصون بدارد.
+
نوشته شده در جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 5:37 توسط حسین خرسند
|
خبر قرار دادن امامزاده سید حسین در محدوده بخش قائمیه را خواندم و بسیار متاءسف شدم.در اول کلام جا دارد که از موضع به حق دوست و هم محله ای بسیار عزیزم جناب آقای جعفر دهقان تشکر کنم که با موضعی منطقی آزاد منشی خود را نشان داد و ثابت کرد که مثل بسیاری از مسئولان شهرستان نمی باشد که فقط به حفظ قدرت می اندیشند.
اما مسئله مهمی که اینجا وجود دارد این است که چرا از زمانی که برخی از مسئولان سابق شهرستان قدرتشان از محدوده استان فراتر رفت و کشوری شدند این نغمه ها بیشتر افزایش یافت؟ صحبت از جدا شدن نودان و قائمیه از شهرستان کازرون بیشتر بر سر زبانها افتاد امکانات بیشتری به آن مناطق اختصاص یافت. آیا فکر نمی کنید که شهرستان شدن قائمیه نیاز به یک سری تمهیدات داردکه مهمترین آنها سرقت تاریخ کازرون و اتصال آن به شهرستان آینده قائمیه است؟ آری اگر آن منطقه قصد پیشرفت دارد لازمه آن تاریخ سازی برای آن است. خارج کردن نام بیشاهپور و تنگ چوگان از کازرون و الحاق آن به قائمیه نیز تمهیداتی می خواهد که اولین آن خارج کردن نام امامزاده تاریخی سید حسین و منطقه توریستی آن از شهرستان کازرون است. این حرکت خزنده من را به یاد حرکت خزنده صهیونیستها در ایجاد کشوری به نام اسرائیل در فلسطین می اندازد اما در مقیاسی کوچکتر.
اما چیزی که من را بیشتر ناراحت می کند سکوت مسئولان شهرستان در قبال این دزدی آشکار تاریخی است.خوب هرچه باشد آقایان دوست قدیمی وزیر سابق نفت هستند و در انتخابات مجلسهای چهارم و پنجم هم خوش خدمتی خود را به وی نشان داده اند حال هم کاری نخواهند کرد که خاطر مبارک سفیر آینده ایران در چین مکدر شود.
آقایان امام جمعه و فرماندار و نماینده مردم و مسئولین دیگر شهرستان
کمی حب و علاقه به وطن را از همین جعفر دهقان عزیزمان یاد بگیرید تا فردا در برابر مردم شرمنده نباشید.
چرا در برابر مواضع آیت الله دستغیب خونتان به جوش می آید و برای حفظ قدرت نامه فدایت شوم برای رهبر می فرستید اما در برابر این خیانت علنی به مردم و تاریخ کازرون سکوت کرده اید؟
چرا در مقابل سایر محرومیتهای شهرستان موضع عملی (نه فقط شعاری) اتخاذ نمی کنید؟ چرا در مقابل عوام فریبی احمدی نژاد در عملی نشدن مصوبه های سفر استانی دولت نهم در کازرون اقدام عملی نمی کنید؟
یقین بدانید این مسیر ره به ترکستان که نه به گورستان دارد و مسئولانی که به منافع مردم نیندیشند در گورستان تاریخ کازرون دفن خواهند شد.
زنده باد کازرون و کازرونیهای دلسوز شهرستان تاریخیمان
+
نوشته شده در سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 12:15 توسط حسین خرسند
|
می روی ای ماه غفران الوداع
می روی ای ماه رحمان الوداع
می روی ای ماه رحمت ماه جود
ای که احسان از تو آمد در وجود
می شود این رمضان موعد فردا باشد
آخرین ماه صیام غم مولا باشد
می شود در شب فطرش به دلم مژده رسد
که همین سال ظهور گل زهرا باشد
فرا رسیدن عید سعید فطر بر موءمنان روزه دار مبارک باد.

+
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 0:41 توسط حسین خرسند
|
خلیج پارس ایران محل دفن بیگانگان
خلیج پارس همیشه خلیج پارس بوده و خواهد ماند.
به منظور پاسداشت فرهنگ اصیل ایرانی که پس از ظهور اسلام به برکت این دین متعالی ارزشی مضاعف پیدا کرد از همان ابتدا نام وبلاگم را خلیج پارس گذاشتم. اما پس از جریانات اخیر ایران به طور موقت نام وبلاگم را تغییر دادم.امروز به عنوان یک جوان ایرانی دوستدار وطن بار دیگر وبلاگم را به نام اصیل و همیشه زنده آن باز می گردانم تا در این غربت ندا برآورم ای ایران دوستت دارم عاشقت هستم و نام سر افراز پارس را پاسداری می نمایم.لذا به همین جهت و به مناسبت نزدیکی به ماه مبارک رمضان که باعث نزدیک شدن دلهاست بار دیگر با نام زیبای خلیج پارس در خدمت دوستان و همشهریان و هموطنان عزیز خواهم بود.
پاینده باد ایران
جاوید باد خلیج پارس




+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 21:8 توسط حسین خرسند
|
عصرایران ؛ سیدضیاء الدین احتشام - نامه مهدی کروبی به هاشمی رفسنجانی ، توفانی بپا کرده که هنوز ادامه دارد و موجی از واکنش های حمایتی و انتقادی را در محافل سیاسی ، رسانه ای و مردمی به دنبال داشته است.
کروبی در این نامه جنجالی ، با طرح ادعای تجاوز جنسی به برخی بازداشت شدگان حوادث بعد از انتخابات ، از هاشمی خواسته است به عنوان یک شخصیت انقلابی ، موضوع را بررسی کند.
در پی انتشار این نامه ، قرار شد قوه قضاییه هیأتی را برای گفت و گو با کروبی نزد او بفرستد و رئیس قوه مقننه نیز با تکذیب ادعای کروبی گفته است که آماده دریافت مستندات وی هست.
در همین حال روزنامه ها و سایت های جریان حامی دولت و نیز چهره های شاخص این طیف در کنار دهها تن از ائمه جمعه ، در روزهای اخیر ، بر حجم حملات علیه کروبی افزوده و خواستار آن شده اند که اگر کروبی نتواند ادعایش را ثابت کند ، محاکمه شود و شلاق بخورد.
البته اگر منصفانه به ماجرا بنگریم ، حق با آنهاست چه آنکه اگر کروبی بدون سند ومدرک ، چنین اتهام سنگینی را مطرح کرده باشد ، از یک سو به اعتبار خود وجبهه اصلاحات آسیب زده و از دیگر سو ، طبق قانون ، مرتکب خطا شده است و از آنجا که همه افراد دربرابر قانون یکسانند ، می بایست تاوان تهمت و ادعای بی سند خود را بدهد.
حال که سخن از قانون و برابری همه افراد در برابر آن شد ، بحث تهمت و ادعاهای بی سند را بیشتر مورد بررسی قرار می دهیم تا در کنار انصاف ، عدالت را نیز در نوشتار خود لحاظ کرده باشیم.
اگر قرار باشد در نگاه به قانون ، حامی یک بام و دو هوا باشیم ، بهتر است اصلاً قانون نداشته باشیم و لذا اگر کروبی افترا بسته ، تهمت زده و تشویش اذهان عمومی کرده و شایسته محاکمه و مجازات است ، دیگرانی هم که چنین کرده اند ، نباید از عدالت مستثنی باشند.
به عنوان مثال نگاهی به برخی رسانه های جریانی که این روزها دم از قانون می زند و تهمت زدن را کاری کثیف می نامد و خواستار مجازات کروبی است بیندازید و نیم نگاهی هم داشته باشید به سخنان و اظهارات افراد شاخص این جریان که خواستار اعمال قانون درراه کروبی هستند ؛ در این صورت خواهید دید که به ویژه در یکی دو ماه اخیر ، چه اتهامات سنگینی از سوی آنان علیه رقبای سیاسی و چهره های انقلاب مطرح شده است که اگر ثابت نشوند ، مصداق تهمت و افترا و تشویش اذهان عمومی اند.
اگر کروبی می گوید که در بازداشتگاه ، چند مامور به چند زندانی تجاوز کرده اند و حتماً باید این ادعا را ثابت کند ، کسانی که اتهاماتشان نه متوجه چند مامور که متوجه چهره های سیاسی و انقلابی مورد توجه مردم است نیز باید ادعاهایشان را ثابت کنند و اگر کروبی در صورت عدم اثبات ادعایش مستوجب محاکمه و مجازات است ، اینان نیز اگر نتوانند ادعاهایشان را با دلایل محکمه پسند - و نه مقالات هیجانی و بازی با کلمات هیاهو - ثابت کنند ، حتما باید به مجازات قانونی برسند؛ به عنوان مثال ،آیا کسانی که بی هیچ پروایی خاتمی و موسوی و کروبی و بسیاری دیگر را مزدوران بیگانه معرفی کرده اند و آنان را خائن ، وطن فروش ، قاتل ،شریک قتل ، اجیرکنندگان اراذل و اوباش برای تیراندازی به مردم ، تروریست و عاملین ترور شهیدان رجایی و باهنر و آیت ، دزد ، رانتخوار و ... نامیده اند ، نباید ادعاهای خود را ثابت کنند؟! حال اگر ثابت نکردند چه رفتاری باید با آنان داشت؟ جواب این سوال را خود آنان در ماجرای اخیر کروبی داده اند: در صورت عدم اثبات باید محاکمه و زندانی شوند و شلاق بخورند.
به راستی اگر نسبت دادن تجاوز به چند مامور ، تشویش اذهان عمومی است - که در صورت عدم صحت چنین است - آیا نسبت دادن بزرگترین خیانت ها و جرائم به کسانی که تا پیش از دولت نهم ، مدیران ارشد نظام و انقلاب بوده اند ، تشویش اذهان عمومی نیست؟
نمی شود که ادعاهای یک طرف ماجرا ، به محض آن که از دهانشان خارج یا بر قلم شان جاری شد ، عین حقیقت باشد و - نعوذ بالله مانند وحی الهی غیر قابل انکار و تردید - ولی ادعاهای طرف دیگر ، حتماً باید با سند و مدرک و شاهد عادل و ... ثابت شود و الا باید بر مدعی حد جاری گردد.
اگر قرار است که مدعیان حتماً ادعاهای خود را ثابت کنند (که باید هم اینگونه باشد) ، هم باید کروبی به اثبات گفته هایش بپردازد ، هم موسوی چنین کند و هم احمدی نژادی که در برنامه مستقیم تلویزیونی ، ادعاهایی علیه برخی اشخاص مطرح نمود(که حتی مورد انتقاد رهبر معظم انقلاب نیز قرار گرفت) و هم افرادی مانند حسین شریعتمداری که که در متهم کردن خلق خدا ، شهره آفاق است و هم بقیه کسانی که بر این باورند "حرف و ادعا کنتور ندارد" و پلید ترین ادعاها و تهمت ها را نثار این و آن می کنند غافل از آن که اگر در این دنیا هم بتوانند به مدد رانت و قدرت ، از پیگرد قانونی معاف باشند ، برایشان گریزی از عقوبت دردناک الهی نیست در دینی که در آن ، آبروی انسان ها با حرمت کعبه مقایسه شده است.
به راستی کسانی که در این مدت انواع تهمتها را به کروبی و موسوی و خاتمی زدند چرا دلیل و مدرک نیاوردند؟ چرا روزنامه ایران که زیر نظر دولت احمدی نژاد است حاضر نشد تهمت خود در مورد سفر خاتمی به قاهره را که با تکذیبیه سفیر خودشان هم همراه بود را تصحیح کند؟آیا زدن اتهامی به نیروهای انتظامی این قدر احساسات پاک آقایان را لکه دار کرده که ازمشهد تا قم و اصفهان و هر جا ائمه جمعه ما که ماشائ الله همشون هم از جناح فخیمه راست هستند خواستار محاکمه کروبی شده اند.حتی امام جمعه محترم کازرون وی را تشنه قدرت نامیده است. خدمت این برادر عزیز عرض می کنم که زمانی که من و تو در خانه بودیم و بابا می گفت یک دو سه هر که تا ۳ نخوابید کتک می خورد و من و تو و سایر برادران از ترس کتک بابا خوابمان می برد آقای کروبی و هاشمی در زندانهای شاه کتک می خوردند. حال چه شده که همه خدمات کروبی و هاشمی را فراموش کرده اید؟ مگر همین هاشمی نبود که امام در باره وی می گفت تا هاشمی زنده است نهضت زنده است. مگر در اواخر حیاتش با وجود این که آقای خامنه ای رئیس جمهور بود هاشمی را به سمت جانشین فرماندهی کل قوا منصوب نکرد؟ آن زمانها احمدی نژاد و مصباح یزدی کجا بودند؟جرا اگر جایی امام از شورای نگهبان وقت که اعضایش هم با فعلی ها فرق داشت حمایت کرده دیگران حق انتقاد از این شورا را ندارند اما وقتی نوبت به هاشمی و خاتمی و موسوی و کروبی می رسد همه سخنان امام را فراموش می کنند؟جایی که امام می گوید نظامیان در صحنه سیاست دخالت نکنند و اگر کردند رهبر باید جلو آنها را بگیرد سخنان امام یادتان نمی آید؟پس هرجا سخن امام با مذاقتان سازگار بود حافظه تان قوی می شود و هرگاه ناسازگار بود بیماری فراموشی می گیرید؟ به این می گویند سوئ استفاده از کلمات گهر بار امام.
خدا همه ما را به راه راست هدایت کند.
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 1:44 توسط حسین خرسند
|
نوروز: طرحی به شوراي عالی امنیت ملی پیشنهاد شد تا میرحسين موسوی و 10 نفر ديگر از سران جبهه اصلاحات که برخی از اعضاي مجمع روحانيون نيز در ميان آنها هستند، بازداشت شوند، اما به دلیل عواقب شديد برای کودتاچیان با اجراي آن مخالفت شد.
این طرح که با پشتیباني محمود احمدي نژاد و به اصرار او تهیه و به شوراي عالي امنیت ملي ارائه شده بود ميرحسین موسوی و 10 نفر ديگر را عاملان ادامه اعتراض ها دانسته و تاکید کرده است تا این 11 نفر بازداشت نشوند، اعتراض ها به پايان نخواهد رسید.
به گزارش خبرنگار نوروز به نقل از یک مقام آگاه، علاوه بر میرحسين موسوی از آیت الله موسوی خوئینی ها، علی اکبر محتشمي پور، مهدی کروبي، محسن الويری، رضا خاتمی و یکي از فرزندان هاشمی و چند نفر ديگر در این فهرست دیده می شوند. سید محمدخاتمی در این فهرست ديده نمي شود و تهیه کنندگان طرح معتقد بودند که نام او به خاطر شهرت بين المللی عواقب وخيمی خواهد داشت.

اين طرح وقتي در شورای عالي امنيت ملی مطرح می شود با مخالفت تعدادي از اعضا مواجه مي شود، زیرا به نظر آنان اجرای این طرح عواقب غير قابل کنترلی خواهد داشت که اصل نظام را با خطر سقوط رو به رو خواهد کرد.
این گزارش می افزاید: احمدي نژاد و تعدادی دیگر روي طرح اصرار می کنند، اما پس از اين که طرح به اطلاع مقامات ارشد نظام می رسد، آن ها نيز نظر منتقدان را تایيد کرده و به صورت تلویحی به این نکته تاکید مي کنند که بازداشت ميرحسین نظام را به سقوط مي کشاند.
آقایان دیکتاتور:
شما فکر می کنید با زندانی کردن امثال کروبی و موسوی و خاتمی به شما آفرین می گویند. اول که جراءت این کار را ندارید و احمدی نژاد خواب آن را ببیند. دوم این که با مطرح شدن این اراجیف از شاءن و ابهت و محبوبیت این عزیزان نه تنها کاسته نخواهد شد بلکه بیشتر هم می شود. مردم هنوز انتخابات دوم تیر ۱۳۸۴ را فراموش نکرده اند. در آن انتخابات مردم ما به هاشمی نه گفتند نه این که به احمدی نژاد آری گفته باشند. اما همان هاشمی امروز محبوب مردم ایران شده چون از استقلال و شاءن مردم ایران دفاع می کند. چون در برابر دیکتاتوریهای احمدی نژاد و اکیپش سکوت نکرد.خوشحالم که هنوز معدود آدم های عاقلی در شورای امنیت ملی حضور دارند. چون اگر عقل آنها نیز مثل احمدی نژاد بود با این دیوانگی عظیم انقلاب و ۳۰ سال سابقه آن را بر باد می دادند.
+
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 21:42 توسط حسین خرسند
|
انتقاد شدید ازهتاکی بهبزرگان
کاتوزیان: وقتی هاشمی زیر شکنجه ساواک بود ، برخی ها گروهبان شاه بودند

عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس نسبت به عاقبت آنچه "آزادی افسار گسیخته عده ای در هتاکی علیه بزرگان نظام جمهوری اسلامی ایران" خواند هشدار داد و گفت: نباید جایگاه و شأن افرادی چون رئیس مجلس خبرگان رهبری با حرمت شکنیهای برخی افراد صدمه ببیند که وقتی هاشمی زیر شکنجه ساواک بود ، آنها گروهبان ارتش شاه بودند.
به گزارش خبرگزاری مهر، حمیدرضا کاتوزیان عضو فراکسیون اصولگرایان و نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در واکنش به آنچه هتاکی اخیر یکی از نمایندگان مجلس نسبت به آیت الله هاشمی رفسنجانی خواند، اظهار داشت: آقای هاشمی رفسنجانی از کسانی هستند که چه قبل و چه پس از پیروزی انقلاب اسلامی افتخارات زیادی برای کشور و انقلاب به وجود آورده و حق ایشان به مراتب بیش از اینهاست.
وی با بیان اینکه به واسطه خدمات بی شمار آیت الله هاشمی رفسنجانی تمام ملت و نسلهای کنونی و گذشته کشور ایشان را می شناسند و با سوابق شان آشنایی دارند ، افزود: امروز بر همه واجب است که در برخورد با چنین شخصیتی که در حال حاضر به عنوان رئیس مجلس خبرگان رهبری و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام فعالیت می کنند ادب را رعایت کنند و اجازه ندهند که افتخارات نظام اسلامی با این سهولت مورد هتاکی قرار گیرند.
نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با انتقاد شدید از سخنان اخیر کریم عابدی نماینده فردوس در مجلس شورای اسلامی درباره آیت الله هاشمی رفسنجانی گفت: اظهارات آقای عابدی بسیار ناپخته بود و من برای اولین بار که این سخنان را شنیدم تعجب کردم که چطور ممکن است فردی با این سن و سال درباره آقای هاشمی به این شکل ادب را کنار گذاشته و برخورد کند.
کاتوزیان یادآور شد: نباید از یاد ببریم که در دورانی که آقای هاشمی رفسنجانی در زندانهای رژیم طاغوت توسط ساواک شکنجه می شدند ، چه کسانی به عنوان یک گروهبان در رژیم گذشته فعالیت می کردند! به هر حال نباید جایگاه و شأن افرادی چون آقای هاشمی رفسنجانی با حرمت شکنی های برخی افراد و بی اخلاقی های مرسوم صدمه ببیند.
این عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه اختلاف عقیده و سلیقه امری بدیهی و طبیعی است خاطرنشان کرد: بدیهی است که انتقاد نظرات افراد و جریانات مختلف از جمله آقای هاشمی رفسنجانی هیچ اشکالی ندارد اما اینکه دهان باز کنیم و اخلاق را فراموش نمائیم حرکتی است که در وهله نخست به زیان خود فرد و نهایتا به ضرر کشور و انقلاب تمام خواهد شد.
وی تاکید کرد: تصور بنده این است که حق آقای هاشمی رفسنجانی چیزی بیش از این هاست و دینی که به گردن ما دارد بسیار است؛ آقای هاشمی رفسنجانی زحمات زیادی برای کشور کشیده و نباید به واسطه اختلاف عقاید، تمام این مسائل نادیده گرفته شود و برخوردی خلاف اخلاق و اعتدال با چنین فردی صورت گیرد.
راستی افرادی که ادعای قداست دارند چه هدفی از خرد کردن شخصیتی همچون جناب هاشمی دارند؟آیا اگر این امر در جامعه باب شود دیگر حرمتی برا ی نخبگان و انقلابیون باقی می ماند؟ به هر حال این هتاکی ها در نهایت دودش به چشم آقایان خواهد رفت.
+
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 22:56 توسط حسین خرسند
|
زهرا اشراقی، نوه حضرت امام خمینی:
شرایط فعلی باعث شرمندگی بنده به عنوان نوه ایشان شده است
نوه امام (ره) عدم شناسایی برخی از دستگیر شدگان در راهپیماییهای خیابانی را از مهمترین دغدغهها دانست و از مسئولان قضایی و امنیتی کشور خواست افرادی را که در بازداشتگاها نگه داری می شوند را شناسایی کرده و نگرانی خانوادها را رفع کنند.

به گزارش سحام نیوز زهرا اشراقی، نوه بنیانگذار انقلاب اسلامی در گفتگو با خبرنگار ما گفت: به عنوان عضوی از خانواده امام (ره) شرمنده فعالان سیاسی و یاران همیشگی امام (ره) و خط مشی ایشان هستم که امروز در مسند اتهام براندازی نظام قرار گرفتهاند.
زهرا اشراقی با اشاره به قضاوت افکار عمومی اظهار داشت: خوشبختانه همه اقشار مردم بر آنچه به فعالان سیاسی و مبارزین انقلاب گذشته واقف هستند.
وی تصریح کرد: دادگاه مذکور نمایشی است که روز به روز اعتماد مردم را به حکومت کاهش داده و سلب میکند.
اشراقی تصریح کرد: اکثر زندانیان سیاسی که امروز در دادگاه محاکمه میشوند از یاران نزدیک و وفاداران و پشتوانههای امام در پیروزی انقلاب اسلامی بودند که همین امر موجب شد شرمندگی بنده به عنوان نوه ایشان شده است.
این فعال سیاسی با بیان اینکه به گفته امام (ره) نظام و ابسته به فرد نیست، اظهار داشت: افرادی که خود از پایه گذاران و مبارزان انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران بودهاند، امروز به خود نظام خیانت نمیکنند.
نوه امام (ره) عدم شناسایی برخی از دستگیر شدگان در راهپیماییهای خیابانی را از مهمترین دغدغهها دانست و از مسئولان قضایی و امنیتی کشور خواست افرادی را که در بازداشتگاها نگه داری می شوند را شناسایی کرده و نگرانی خانوادها را رفع کنند.
این فعال سیاسی همچنین خطاب به رئیس قوه قضاییه گفت: سلب مسئولیت بزرگترین اشتباه است، ارزنده است در روزهای آخر فعالیت خود در این سمت به میدان آمده و با به اتمام رساندن پرونده دستگیر شدگان حوادث اخیر، با خرسندی از سمت خود خداحافظی کنید.
نوه امام (ره) برگذاری چنین دادگاهی را در تاریخ انقلاب بیسابقه دانست و از فرزندان شهیدانی همچون شهید مطهری و بهشتی که امروز خود دارای جایگاه اجتماعی در بین مردم و مسئولان هستند، خواست فعالیت خود را بیشتر کنند و از موقعیت فعلی در جهت بهتر شدن فضای کنونی کشور استفاده کنند.
+
نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 13:41 توسط حسین خرسند
|
همه مستوجب عذاب افترا و تضييع آبروی مردم هستند
باسمه تعالي
«وَلاَ تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمْ النَّارُ وَمَا لَكُم مِن دُونِ اللهِ مِنْ أَوْلِياءَ ثُمَّ لاَ تُنصَرُونَ» (113/هود)
تاريخ انقلاب اسلامی پس از رفراندم قانون اساسي، حضوری باشکوهتر و با عظمت تر از انتخابات 22 خرداد را به ياد ندارد. روزها و شبهايی را به ياد داريم که پسران و دختران، مادران و پدران و حتی آنهايی که نمی توانستند در انتخابات مشارکت کنند، چنان شور و شعفی را به پا ساخته بودند و چنان از آرمانهای بزرگ معمار و بنيانگذار فقيد جمهوری ا
سلامی حضرت امام خمينی (سلام الله عليه) به بزرگی و خوبی ياد می کردند که انسان از آن همه عظمت ، وحدت و يکپارچگی به وجدمی آمد.
آري، همه به نام دين و به نام آزادی برخاسته از اصول تشيع و برای پاسداری از آرمانها و ارزشهای شهيدان بخون خفته آمده بودند تا بار ديگر آن هم پس از سی سال به دنيا نشان دهند که آزادی موهبتی است خدادادی و هيچ کس نمی تواند مانع و سلب کننده آن از دريای انسانها باشد. اما چه شد؟ به ناگهان فرزندان انقلاب به گوشه های زندان افتادند. جوانان عزيز طعم تلخ باتوم و گاز اشک آور را تجربه کردند و به ناگاه مجروحان و شهدايی بر جای ماند. اين همه تنها به خاطر اين بود که مشروعيت انتخابات مورد پرسش واقع شده بود. و آيا سزاوار بود که پاسخ انتقاد و اعتراض آنها را چنين بدهيم و ناخواسته ايجاد بحران نماييم و تمام آن اعتراضها را به دول خارجی نسبت داده و بی محابا از سرنوشت محتوم تمام مستبدان و ظالمان ، آنها را وابسته به دنيای غرب بپنداريم؟ ظلم و تعدی تا آنجا پيش رفت که شاهد دادگاه کسانی شديم که خود در تمام حوادث پس از انقلاب و دوشادوش تمام مسوولان حضوری فعال و چشمگير داشتند. دادگاهی که هويت و چگونگی آن از پيش مشخص بود،تا جايی که شاهديم نه تنها به مردم، بلکه به نخبگان آنان و کسانی که عمر و جوانی خويش را وقف خدمت به اسلام، انقلاب و جمهوری اسلامی نموده اند، نيز رحم نکردند و آنها را با انواع فشارهای روحی و روانی و نگه داشتن طولانی مدت در سلول های انفرادی و قطع ارتباط با خارج از سلول و بی خبر نگه داشتن از همه مسائل روبرو ساختند و مهمتر از همه، خانواده های بی گناه آنها را از سرنوشت عزيزانشان بی خبر گذاشتند.
با توجه به آيه شريفه قرآن که به طور صريح و روشن هرگونه اعتنا به ستمکاران و ظالمان و اعتماد بر آنان را به خاطر جهاتی از جمله افزايش جرأت ظالمان و سرکوبگران آزادی های خداداي، گناهی خطرناک دانسته و با عنايت به کتاب و سنت و عقل، بر خود لازم می دانم که يک وظيفه شرعی و حکم الهی را در شرائط امروز و مخصوصاً در رابطه با جلسه دادگاه حدود يک صد نفر از متهمان تذکر دهم. دادگاهی که اگر نگوييم در نظام قضايی جهان کم سابقه است، حد اقل در قضای اسلامی بی سابقه و بدعتی نو به شمار می آيد و قطعاً با گناهانی همراه می باشد.
اما آن نکته ای که بايد به آن توجه کرد، صحت اين اعترافات نيست ، مسئله ای که بی ارزش بودن آن برهمگان روشن است، آن هم تنها به اين دليل که در زندان گرفته شده و حسب فرموده امير المؤمنين (عليه السلام) اقرار در زندان و حبس اعتبار نداشته و ندارد، و نه از آن جهت که عمده اعترافات گرفته شده، اقرار در حق ديگران است، که نه تنها بی ارزش، بلکه افترا و تهمت، معصيت کبيره و بر خلاف همه قوانين، حقوق و کرامت انسان هاست و همه کسانی که به نحوی در نشر اين گونه اعتراف ها دخيل بوده اند، در گناه آن ها شريک و سهيم می باشند و همه آن ها مستوجب عذاب افترا و تضييع آبروی مردم هستند، موضوعی که در اسلام از جان انسانها بالاتر است و خواه ناخواه در زمانی نه چندان دور، قبل از جزای آخرت، کيفر و جزای عمل خائنانه خود را در اين دنيا ودر محکمه ای صالح و عادلانه خواهند ديد.لکن نکته مهمی که بايد مورد توجه قرار گيرد، عبارت از بی اعتنايی به اين اعتراف گيری ها و عدم ترتيب اثر به آن هاست که ترتيب اثر دادن به آن ها هر چند بسيار ناچيز باشد، اعتماد و اعتنا به ظالمين به حقوق ملت و کرامت انسان ها بوده و مخالفتی روشن و آشکار با قرآن و وحی و حکم الهی می باشد.
درخاتمه همگان بايد از خداوند توانا بخواهند تا استقامت همراه با مسالمت در راه احقاق حق و حاکميت بر سرنوشت خويش را به ما ارزانی دارد و از او متضرعانه بخواهيم که به برکت ايام با برکت شعبانيه و مولود منجی عالم بشريت، به ملت ما صبر و نصر و جزای خير عنايت فرمايد.
يوسف صانعی
13شعبان المعظم1430
14/5/1388
+
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 20:17 توسط حسین خرسند
|
نوروز: جبهه مشارکت ایران اسلامی در واکنش به دادگاه فرمایشی و
بی خاصیت و رسوای برگزار شده در روز شنبه طی بیانیه شدیدالحنی این روند
محاکمه را بی اعتبار و کیفرخواست را دست پرورده روزنامه کیهان دانسته و
نوشته حتی مرغ پخته هم از این اتهامات خنده اش میگیرد.
متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحيم
كودتاي انتخاباتي اقتدارگرايان با آغاز شوي مضحك دادگاه فله اي جمعي از بازداشت شدگان اخير وارد مرحله اي تازه شد.
در دادگاه امروز آنچه بيش از هرچيز جلوه گري كرد، متن دادخواست مدعي
العموم بود كه پس از 50 روز ايزوله كردن و فشار بر صدها تن بازداشتي مختلف
انتظار مي رفت متن قابل تامل و جدي تري باشد، اما آنها به قدري از به زمين
سفت خوردن كودتايشان در جامعه دچار شوك و عصبيت هستند كه حاصل آن بيانيه
اي آشفته و ضعيف در حد سرمقاله هاي آشناي كيهان از كار در آمده كه مرغ
پخته را هم به خنده مي اندازد. آنها به قدري در اين تهيه اين دادخواست،
شتابزده عمل كرده اند كه حتي در تشخيص اعضاي شوراي مركزي جبهه مشاركت كه
به راحتي در سايت ها قابل جست و جوست، خطا كرده اند و به عنوان نمونه آقاي
دكتر تاجيك، رئيس محترم دفتر مطالعات استراتژيك در دوران رياست جمهوري
آقاي خاتمي را عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت خوانده اند ! متاسفانه در اين
متن سياسي و غيرحقوقي و غيرمستند، تحليل هاي ارايه شده نيز دقتي در همين
حد دارد.
در اين متن كه بر اساس گزارش خبرگزاري فارس به عنوان بازوي تبليغاتي و
رسانه اي كودتا كه پيش از هر رسانه اي و با رانت ويژه به آن دست يافته،
عمق كينه جريان اقتدارگرا از 8 سال اصلاحات و آرمان هاي والاي آن و نيز
رهبر آن جناب آقاي سيد محمد خاتمي نشان داده شده است.
كيفرخواست در بخشي تبديل شده است به دفاعيه تمام قد از كشورهاي
سوسياليستي¬يي كه در آنها راي دزدي شده و در بخشي ديگر به بهانه اثبات
ادعاي محمل انقلاب مخملي در ايران، ناخواسته كشور و نظام ما را با آنها
مقايسه نموده و در اين مسير داستان سرايي امنيتي پليسي را به كمك ذهني
مغشوش و با ضريب هوشي پايين در خدمت القاي آن نموده است.
جالب است كه در اين متن از ديگر اهداف ستاد كودتا نيز به خوبي پرده
برداري شده است و آن هدف شوم برخورد با احزاب و گروه هاي اصلاح طلب و نيز
تشكل هاي مستقل غير دولتي است. آنها در اين مسير به ايراد اتهاماتي بي
اساس بر پايه يكسري شواهد بي ربط پرداخته اند كه به هيچ وجه به آن چه مراد
تنظيم كنندگان دادخواست است، شهادت نمي دهند.
آنها بر اساس اسناد ربوده شده از حزب گويي كشف بزرگي كرده اند و در
دادخواست به نقل از سند تاملات راهبردي سياسي- تشكيلاتي كه به اشتباه در
دادخواست "سند تعاملات راهبردي سياسي- تشكيلاتي" ناميده شده، آورده اند:
«در مرحله نخست حضور در نهادهاي رياست جمهوري، مجلس شوراي اسلامي و
شوراهاي شهر و روستا و در مرحله بعد مجلس خبرگان نهادهاي مناسب تري براي
حضور طرفداران مردمسالاري مي باشند.» حال بايد از آقاياني كه پس از 50 روز
بگير و ببند اين دادخواست را تنظيم كرده اند پرسيد، مگر برنامه ريزي يك
حزب قانوني براي كسب قدرت و ورود به نهادهاي انتخاباتي از طريق راي مردم
جرم است؟ يا قرار است احزاب را هم تنها به عنوان مجيزگو و تاييدكننده چشم
بسته همه رفتارهاي درست و غلط به رسميت بشناسيد و لاغير؟ يا در جايي ديگر
به نقل از همين سند، اتخاذ استراتژي تبديل تهديدها و بحران هاي احتمالي به
فرصت تثبيت و تقويت بعد مردمسالار نظام و چانه زني به جاي تشديد بحران و
اغتشاش به عنوان مهم ترين راهبرد آرامش پايدار و زمينه حفظ وحدت واقعي در
جامعه را ذنب لايغفري ذكر كرده ايد كه جز خيانت نام ندارد؟ آيا آنها كه
بحران مي آفرينند تا جمهوريت نظام را به محاق ببرند خادم هستند و آنهايي
كه پرهيز از بحران و تبديل آن را به مقوم ركن جمهوريت نظام دنبال مي كنند،
خائن اند؟ چه خوب دشمني و كينه عميقتان را نسبت به مردمسالاري نشان داده
ايد. همين دم خروس هاست كه شائبه دست بردن در آراي ملت را دامن مي زند.
كساني كه هرگاه نام راي ملت و مردمسالاري را مي شنوند چون اسپند بر روي
آتش مي شوند، آيا اگر دستشان برسد، دست در آراي ملت نمي برند؟ اين
دادخواست عليه كيست؟ اينها كه همه دادخواست ناخواسته عليه جريان
اقتدارگراست.
در مورد اعتراف هاي بيان شده از سوي جناب حجت الاسلام و المسلمين ابطحي
در اين دادگاه نيز نگاه جبهه مشاركت همان است كه پيشتر در بيانيه هاي
متعدد خود درباره اين اعتراف سازي ها به كرات اشاره كرده است. از نظر ما
ديدگاه هاي آقاي ابطحي درباره مسايلي كه در دادگاه بيان كرد همان است كه
در زمان آزادي خود در سايت شخصي خود و در مصاحبه ها و ارايه نظرات بدون
فشار و بازجويي و انفرادي و ديگر تضييقات بيان كرده بود. همان طور كه در
باقي تواب سازي هاي مشابه، ديگر اعتراف كنندگان پس از رهايي بر همان
ديدگاه هاي سابق خود تاكيد كرده اند و لذا بيش از اين پرداختن به اين
پروژه نخ نما را موجب زحمت بي حاصل خود و مردم آگاه و هوشيار كشورمان مي
دانيم.
جبهه مشاركت ايران اسلامي با اميد به اينكه ادامه روند دادگاه، متفاوت
از اين مسير رسوا، بي خاصيت و منزجركننده باشد، خواهان آن است كه از اين
پس امكان حضور اسراي در بند جريانات اخير در بين خانواده هاي خود فراهم
شده و وكلاي آنها به راحتي به اسناد پرونده موكلان خود دست يابند و به
جريان حاكم نيز هشدار مي دهد كه از اين نمايش ها طرفي نخواهند بست و
توجيهي براي اعمال و رفتار مجرمانه و كشتارها و خشونت هاي اخير آنها عليه
ملت فراهم نخواهد شد. به جاي راه اندازي اين شوهاي تبليغاتي چه بهتر است
كه فكري به حال پاسخ گويي تان در برابر دادگاه ملتي كنيد كه روي واقعي شما
را به عينه در 50 روز اخير، حيران و بهت زده و سوگوار شهداي خويش به تماشا
نشسته اند و براي استيفاي حقشان در برابر باتوم و گلوله هايتان سينه سپر
كرده اند. دادگاه واقعي پيش از دادگاه عدل الهي آن جاست.
جبهه مشاركت ايران اسلامي
10/05/88
+
نوشته شده در شنبه دهم مرداد 1388ساعت 20:48 توسط حسین خرسند
|
از اوین صدای هَل مِن ناصر یَنصُرنی به گوش می رسد
کسی نیست به داد تن بیمار سعید حجاریان برسد
در پی ملاقات حضوری همسر و فرزندان دکتر حجاریان در زندان اوین با وی، خانم دکتر مرصوصی، در گفتگویی با پایگاه اطلاع رسانی نوروز، با بحرانی توصیف کردن وضعیت همسرش گفت: "از زندان اوین صدای هَل مِن ناصر یَنصُرنی به گوش می رسد، جان سعید در خطر است، آیا در ایران کسی نیست وی را نجات دهد."
دکتر مرصوصی با اعلام اینکه سعید را در مقابل دوربین نشانده بودند و با حضور چندین مامور امنیتی نمی توانست بگوید بر او چه گذشته است گفت:" سعید با رنگی زرد و پریده و ضعف شدید بدنی و افسردگی شدید در کل ملاقات اشک می ریخت." وی با اشاره به بوی بدی که از بدن سعید احساس می شد گفت:" سعید گفته است که وی را زمان زیادی زیر آفتاب نگه داسته اند. که به نظر می رسد برای اینکه سعید را تحت فشار قرار دهند او را زیر آفاب داغ تابستان نگه داشته اند. که با توجه به وضعیت جسمی سعید، این کار می تواند برای او مشکلات قلبی عروقی ایجاد کند."
زینب حجاریان نیز در مصاحبه ای با شبکه تلوزیونی بی بی سی به نقل از پزشکان سابق سعید حجاریان از احتمال ابتلای پدرش به هپاتیت ویروسی و بروز عوارض جانبی آن بر مغز و اعصاب او خبر داده بود
به گفته او در این مصاحبه پزشک آقای حجاریان علت بروز زردی در او را ناشی از دو مشکل می داند؛ یا ناشی از بروز هپاتیت ویروسی به علت گرمای تابستانی تهران و وضع نامناسب بهداشتی زندان است و یا مصرف کنترل نشده دارو باعث آسیب دیدگی کبد شده است.
زینب حجاریان با بیان آنکه پدرش به علت مصرف داروهای بسیار قوی خونش باید مرتب آزمایش شود تا برای پیشگیری از آسیب دیدن کبد میزان مصرف داروهایش تغییر کند گفته است:"ناراحتی کبدی بر فاکتورهای انعقادی خون اثر می گذارد و در پدرم که سابقه بیماری مغزی و نخاعی دارد می تواند باعث خونزیزی مغزی شود."
به راستی هدف حاکمیت از زندان کردن انسانهای بی گناهی همچون حجاریان چیست؟آقای هاشمی رفسنجانی می گوید که رهبری به من گفتند که اینها اگر مثل من و شما طعم زندان را چشیده بودند به این راحتی افراد را زندانی نمی کردند. حال سئوالی که وجود دارد این است که چه کسی باید در ایران جلو این همه بی عدالتی را بگیرد؟چه کسی چنین قدرتی دارد اما سکوت را نمی شکند؟امام حسین (ع) فرمودند اگر دین ندارید لا اقل آزاده باشید. شما که ادعای دینداریتان گوش فلک را کر کرده پس چرا چنین بی رحمانه عمل می کنید؟ آیا دوستان ما در جناح راست با شنیدن و دیدن این بی عدالتیها ناراحت نمی شوند؟اگر می شوند چرا کوچکترین عکس العملی از خود نشان نمی دهند؟چرا شهادت یک زن مسلمان در آلمان این قدر احساسات آنها را جریحه دار کرده (که البته باید هم بکند چون آن عمل خلاف روحیات انسانی و عدالت بود) اما در برابر شهید شدن دهها نفر از جوانان این مملکت در زندان و یا خیابانها سکوت کرده اند.گناهشان چه بود؟ آیا آزادی بیان جزو اصول اساسی ایران نیست؟ پس به چه جرمی این دوستان در زندان هستند و به چه گناهی این عزیزان کشته شدند؟
بیاییم وجدانمان را حاکم کنیم و فارغ از وابستگی های جناحی کمی با خود خلوت کنیم و ببینیم آیا این رفتارها با تعالیم دین متعالی اسلام و سنت پیامبر (ص) و ائمه اطهار(ع) هم خوانی دارد؟مگر همین پیامبر عزیز ما نبود که وقتی آن یهودی بر روی او دیگر خاکستر نریخت جویای احوالش شد و پس از مطلع شدن از بیماریش به عیادتش رفت. پس ادعای رهروی از سنت نبوی چه شد؟به خدا ما همه مسلمانیم و کشور و دین و مذهبمان را دوست داریم. بیاییم دست از این دشمنی ها برداریم و کمی با هم برادرانه رفتار کنیم. به خدا با هر دست که بدهیم از همان دست می گیریم. پس روزی خواهد آمد که افراد ستمگر به سزای اعمال خود خواهند رسید و شرمنده مردم خواهند شد.
سلام بر اسلام و پیام آور رحمت حضرت محمد(ص) و امامان معصوم (ع) و سلام بر ایران و ایرانی با وجدان در هر کجای جهان
+
نوشته شده در سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت 15:6 توسط حسین خرسند
|
شش هفته پيش که آن دانشجوي دانشکده فني دانشگاه تهران پاي صندوق راي مي
رفت تا از راي او حماسه 40 ميليوني درست کنند حتي تصورش را نمي کرد سه
هفته بعد در 18 تير دستگير و ده دوازده روز بعد جواز دفن او به علت حادثه
يي در سر يا مننژيت صادر شود و در فرم مربوطه، محل مرگ او لاک گرفته شود.
سي مسافر ايراني هواپيماي ايليوشين پرواز تهران - مشهد نيز که بي ترديد
جزيي از آن حماسه چهل ميليوني بودند، هيچ گاه تصور نمي کردند هواپيمايشان
با مديريت فاجعه بار سازمان هواپيمايي کشوري هنگام فرود دچار حادثه شود
ولي هيچ مقام رسمي اعم از وزارت راه يا هواپيمايي کشوري پاسخگوي کشته شدن
اين همه ايراني بي پناه نباشد.


140مسافر ايراني هواپيماي توپولف مسير تهران - ارمنستان نيز که حتي
اينقدر خوش شانس نبودند تا جنازه يي از آنان باقي بماند، هرگز تصور نمي
کردند 30روز پس از آنکه شرکت شان در انتخابات حماسه 40 ميليوني ناميده شد،
ايراني بودن شان چنان کم اهميت و بي مقدار و خوار و خفيف باشد که ظرف يک
هفته فاجعه کشته شدن شان يکجا به فراموشي سپرده شود و هيچ مقام مسوولي
براي پاسخگويي به هيچ جايي فراخوانده نشود، و استعفا ندهد و حتي همچون
ارمنستان که براي 20 هموطن کشته شده خود اعلام عزا کرد، براي آنان عزاي
عمومي اعلام نشود. اکنون که کشته شدن فوج فوج شهروندان براي هيچ نهاد،
اداره، سازمان، وزارتخانه و مقامي، مسووليتي به بار نمي آورد جا دارد
پرسيده شود؛ چگونه است که براساس مصلحت در آستانه يک انتخابات پرماجرا
مردم اين مرز و بوم، شهروندان قهرمان و دلاور و شهيدپرور خوانده مي شوند و
راي و شناسنامه آنان حماسه 40 ميليوني مي آفريند و اراده سياسي آنان،
تاييد تفسير خاصي از حکومت و حاکميت و انکار مخالفان مورد ارزيابي قرار مي
گيرد. اما همين شهروندان وقتي به هر علت به اسارت نهادهاي رسمي و غيررسمي
درمي آيند، به يکباره يا همچون بازداشتي هاي اخير اوباش، يا همچون مسافران
دو سانحه هوايي اخير «هيچ کس» محسوب مي شوند.
چندي پيش در يادداشتي به اين نکته اشاره داشتم که ظاهراً مردمان اين خاک و
بوم به شهروندان درجه يک، درجه دو و به شهروندان درجه هيچ تقسيم شده اند.
اما اکنون به نظر مي رسد در توزيع يا خلع حق شهروندي بي عدالتي حتي از اين
نيز فراتر رفته است زيرا بسياري از کساني که تا چندي پيش خود را شهروند و
دارنده سهمي از درآمدها و منابع و اراده سياسي اين کشور مي دانستند
دريافتند حق شهروندي آنان تاريخ مصرف داشته و اعتبار آن صرفاً محدود به
دوراني مي شده که حادثه يي مهم يا يک انتخابات در راه بوده است و بس.اگر
مردماني که در اين کشور زاده و بالغ شده اند، هماناني هستند که شالوده
سياست و حکومت و دين و دنياي حاکمان وابسته به اراده آنان است و ميزان،
راي ملت است پس ايراني بودن و حق و حقوق داشتن شان حتي پس از مرگ، قتل، يا
کشته شدن شان نيز زائل نمي شود. چگونه است وقتي کسي به هر علتي ديگر در
قيد حيات نيست، صدها و بلکه هزاران بند و ماده قانون روابط مالي، حقوقي و
اداري او را پس از مرگ و نسبت اين روابط را با بازماندگان وي تعريف و
تبيين مي کند، اما به يکباره همه سيستم قضايي و امنيتي و همه دواير
پيرامون چگونگي و چرايي زائل شدن حق حيات و حق نفس کشيدن شهروندان سکوت مي
کند و هيچ اداره، نهاد، سازمان و وزارتخانه يي نسبت به علل سلب حيات از
اين همه شهروندان ايراني توضيحي ارائه نمي دهد.
اعمال چنين شيوه هايي منجر به هرچه عميق تر شدن شکاف ها و غيرقابل درمان
تر شدن اختلاف ها مي شود. تجزيه اداره امور جوامع بر اساس چنين مدلي
بنيادهاي «امنيت ملي» کشورها را مي خورد و سست مي کند. اگر مسوولان نسبت
به اداره امور تکنيک هاي «باري به هر جهت» و بي مسووليتي مطلق را پيشه
کنند، اداره کشور بر اساس مدل اردوگاهي به «مدل اداره پاکستاني» تغيير
ماهيت مي دهد که هر گوشه يي از کشور ساز جداگانه يي را مي نوازد. اگر وزير
بهداشت و درمان گفته است آنتي بيوتيک هاي بسيار قوي براي درمان مننژيت به
بازداشتگاه ها ارسال شده، با تاسف ممکن است شاهد کشته شدن آنهاي ديگري
باشيم. آنها را آزاد کنيم يا حداقل با اطلاع خانواده ها به مراکز درماني
مجهز اعزام کنيم. ممکن است پروازي که تا لحظات ديگر يا طي چند روز آتي
فرودگاه مهرآباد يا امام خميني را ترک مي کند، بار ديگر دچار سانحه فاجعه
باري شود. با اعلام وضعيت فوق العاده در بررسي شرايط فني فرودگاه ها و
هواپيماها و بازگرداندن تابوت هاي پرنده اين روس هاي لعنتي مانع ادامه
وضعيت «شرمندگي ملي» ايرانيان در سطح جهان شويم. ارزان مردن شهروندان يک
کشور اعتبار جهاني آن واحد سياسي را به تاراج مي برد. هيچ گاه براي اصلاح
دير نيست، هيچ گاه وفاق سياسي و کوتاه آمدن در برابر راي و اراده مردم دير
نيست. اما هرگاه وزير راه و ترابري و اداره کنندگان سيستم ناوبري کشوري به
پاي ميز مسووليت پذيري محاکمه گونه کشيده شوند دير دير است.
فرزانه روستايي
+
نوشته شده در دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 15:19 توسط حسین خرسند
|
ساعت 5/2 بعد از ظهر امروز(پنجشنبه) تعدادی افراد لباس شخصی کم سن و سال که احتمال داده می شود از نیروهای بسیج بوده باشند به همراه فردی که لباس نیروی انتظامی بر تن داشت به منزل شهید هاشم زاده مراجعه و ضمن جمع آوری پارچۀ سیاه، عکس ها و پارچه نوشته های تسلیت گویی همسایگان، پدر شهید هاشم زاده را با خود بردند. دو برادر شهید که حاضر نبودند پدر خود را تنها بگذارند نیز با آنها رفتند. بر اساس آخرین اطلاع بدست آمده، نامبردگان به آگاهی منطقۀ 2 در گیشا برده شده اند.
شهید
مسعود هاشم زاده روز سی ام خرداد در خیابان شادمان بالاتر از خیابان آزادی به ضرب گلولۀ مستقیم از روبرو که به قلبش اصابت نمود به شهادت رسید و پیکر پاکش در روستای ولی آباد خشک بیجار گیلان به خاک سپرده شد. خانوادۀ شهید از برگزاری هر گونه مراسم عزاداری باز داشته شده بودند و آنها پس از25 روز اخیراً پارچۀ سیاه به در منزل خود زده بودند و پذیرای همسایگان و افرادی بودند که برای تسلیت گویی به آنها مراجعه می کردند. منزل این شهید در انتهای غربی بلوار شهید سیادت(پلاک 6- طبقۀ سوم) منشعب از خیابان زنجان شمالی واقع شده است. خانوادۀ شهید اخیراً مصاحبه هایی در بارۀ آن شهید انجام داده بودند.
تصویر درب خانۀ شهید هاشم زاده پیش از جمع آوری عکس ها و پارچه ها
متن پلاکارد تسلیت گوئی یکی از همسایگان:
خانواده گرامی هاشم زاده
شهادت سرافرازانۀ شهید مسعود هاشم زاده را که در راه دفاع از رأی ملت و جمهوریت نظام جان خویش را فدا کرد تبریک و تسلیت می گوئیم.
+
نوشته شده در پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 22:54 توسط حسین خرسند
|
این عین نامه سفیر ایران در تونس است.حال باید از رئیس جمهور ایران و وزیر ارشادش سئوال کرد که شما که مدعی رعایت قانون و حقوق شهروندی هستید چرا نامه سفیر خودتان را که بیانگر حقانیت جناب خاتمی است را در روزنامه دولتی ایران چاپ نمی کنید؟ خوب خودتان بهتر می دانید که چاپ این نامه یعنی قبول دروغگویی روزنامه وابسته به احمدی نژاد . پس باز هم دارید اخبار دروغ به مردم القا می کنید اما بدانید که مردم ما بیدارند و حقایق را درک می کنند.
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 17:30 توسط حسین خرسند
|
آنچه که از بیانیه جدید میر حسین موسوی دریافت می شود وجود یک طرح برنامه ریزی شده توسط جناح احمدی نژاد و سازمانهای وابسته به او برای بی اثر کردن راءی و اراده مردم است.وقتی آنها برای توجیه خلافکاریهای عظیم خود در انتخابات ریاست جمهوری دهم حاضر شده اند با دغلکاری توده های مختلف مردم را وابسته و فریب خورده بیگانگان نشان دهند دیگر این مردم چه طور خواهند توانست در چهار سال آینده به آنها اعتماد کنند.

اصولا" در تمامی حکومتهای دیکتاتور ,مردم تا زمانی عزیز هستند که در جهت منافع آنها گام بردارند اما هرگاه همان ملت خواستار دریافت حقوق اولیه خود که همانا آزادی بیان و عدالت و برابری در جامعه هستند مورد حمله نیروهای پلیس و هواداران دیکتاتورها قرار می گیرند همانطور که در ایران پس از انتخابات اخیر چندین نفر انسان بی گناه کشته شدند و بسیاری از روزنامه نگاران و سران احزاب اصلاح طلب زندانی شدند و هیج کس هم پاسخگو نیست.
من به عنوان یک جوان ایرانی ساکن خارج از کشور و یک فرد مخالف دیکتاتوری در ایران به دیکتاتورها می گویم که مردم ما در مطالبات خود میر حسین موسوی را پشتیبانی می کنند و در این راه هیچ گاه از حقوق قانونی خود عقب نشینی نخواهند کرد و تا رسیدن به اهداف خود که همانا ابطال انتخابات نمایشی و غیر قانونی اخیر در ایران و محاکمه متخلفین و در راءس آنها احمدی نژاد و اطرافیانش در صحنه حضور خواهند داشت.
ننگ بر دیکتاتور
دکتر حسین خرسند-کاسل -آلمان
بر اساس نظر برخی از دوستان در آلمان که به زبان فارسی آشنایی ندارند سعی خواهم کرد برخی از پستهای خود را به زبان آلمانی ارائه دهم :
Nach der Aussage von Mir Hussein Moussavi, existiert ein von Seiten Ahmadinedschads politisches Programm zur Manipulation der Präsidentschaftswahlen im Iran.
Das iranische Volk geht auf die Straße und protestiert mit folgender Frage im Hinterkopf: „Wo ist meine Stimme?“. Mit Recht, denn die meisten von Ihnen sind Opfer eines Wahlbetrugs geworden. Die iranische Regierung, die sich eigentlich verantwortungsbewusst zeigen und seinem Volk zur Seite stehen müsste, bezeichnet es stattdessen als randalierende Meute, das aufgrund von äußeren medialen Einflüssen gegen das Regime protestiert.
In allen diktatorischen Regierungen ist es so, dass das Verhalten des Volkes nur solange duldsam ist, wie es den Regeln des Regimes entspricht. Das heißt im Klartext: Nur solange es keine Ansprüche und Forderungen nach Freiheit äußert, ist es ein gutes Volk, andernfalls nicht.
Aus diesem Grund hat die iranische Regierung nach der Präsidentschaftswahl die meisten Journalisten und vor allem auch Mitglieder der Opposition ohne erkennbaren Grund entweder verhaftet, des Landes verwiesen oder sogar getötet.
Ich, als junger politisch engagierter Exil-Iraner, der gegen ein diktatorisches unterdrücktes Iran ist, verkünde, dass wir Iraner den Oppositionsführer Mir Hussein Moussavi weiterhin unterstützen und nicht ruhen werden, bis die Präsidentschaftswahlen, aus denen Mahmud Ahmadinedschad zu Unrecht als Sieger hervorging, annulliert werden und eine Neuauszählung der Stimmen unter internationaler Beobachtung erfolgt.
Nieder mit dem Diktator
Dr- Hossein Khorsand
Kassel-Deutschland
26.06.2009
+
نوشته شده در جمعه پنجم تیر 1388ساعت 21:29 توسط حسین خرسند
|
به جهت همدردی با مردم تحت ستم ایران و اعلام انزجار از دیکتاتوری حاکم در ایران و همچنین ادای احترام به روح شهدای مظلوم اخیر به ویژه خواهر شهیدمان
ندا آقا سلطان تا مدت نامشخصی نام وبلاگم را از
خلیج پارس به
ندا تغییر می دهم. امیدوارم که با این کار کوچک خود توانسته باشم با خانواده شهیدان عزیزمان خصوصا" این عزیز از دست رفته اظهار همدردی نمایم.
در پایان ضمن نمایش تصاویری از این شهید گرامی انزجار خود را از دیکتاتور زمانه محمود احمدی نژاد و عمال کثیفش اعلام می دارم.
تبصره: به پیشنهاد دوست عزیزم جناب شجاعی زمینه وبلاگ خود را سیاه کردم تا خود را عزادار عزیزان از دست رفته وقایع اسفناک اخیر بنامم.
Die änderung von meine Website namen wegen dem gestorbenen Iranischen demonstranten.
Hiermit möchte ich meine tiefe trauer und betroffenheitmit dem iranischen volk und ins besondere mit dem familie von Neda Aghasoultan (und aus respekt für Neda Agasoultan hab ich bis unbestimmte zeit denn namen von mein website von Persicher Golf in Neda geändert und zusätzlich habe ich die hintergrund frabe von mein Website iin schwarz umgeändert)zum ausdruck bringen.Ich teile die meinung der Demonstranten die gegen eine diktatorischen Iran kämpfen.
(sehen Sie die Bilder von Neda unten )



.jpg)

Keine Trauerfeiern für Neda Soltani(Aghasoultan
"Sie wollte nur, dass die Stimmen korrekt ausgezählt werden." Ihr Verlobter und ihre Eltern beschworen Neda Soltani, in Teheran nicht auf die Straße zu gehen. Die Regierung behauptet jetzt, die Videos wären gefälscht
Weltweit gedenken Iraner an die getötete Neda Soltani und protestieren gegen das Regime in Teheran, hier: Los Angeles
Sie ist zur Ikone des iranischen Widerstands geworden. Von Istanbul bis Los Angeles tragen Menschen Plakate mit ihrem blutverschmierten Gesicht durch die Straßen. "Neda, Neda“ riefen nach Augenzeugenberichten auch die rund 1000 Demonstranten, die sich am Montagnachmittag auf dem Haft-e-Tir-Platz in Teheran erneut auf die Straße gewagt hatten und schnell einer vierfachen Übermacht an Revolutionären Garden und Basij-Milizen weichen mussten. Und Mehdi Karroubi, Reformkandidat und Geistlicher, rief für Donnerstag zum zweiten Totengedenken auf, für alle getöteten Demonstranten des vergangenen Wochenendes, darunter auch die 26-jährige Nena Agha-Soltani.
Sie wurde am Sonntag hastig und in aller Stille beerdigt – nach Angaben ihrer Familie verbot das Regime allen Moscheen der Stadt, Feiern für ihre Tochter abzuhalten. Polizisten erschienen sogar an der Wohnungstür und forderten die Eltern auf, die schwarzen Trauertücher von der Hauswand zu entfernen und "nicht in der Öffentlichkeit“ über Neda zu sprechen. Und das Regime läßt jetzt auch behaupten, das Video über den Tod der 19-jährigen Neda Soltani bei einer Protestkundgebung sei gefälscht. Der TV-Sender Khabar berichtete am Dienstag, es sei offensichtlich, dass diejenigen, die die Aufnahmen machten, auf etwas gewartet hätten und das Ganze dann aus mehreren Winkeln gefilmt hätten. Doch Hadi Ghaemi von der Internationalen Kampagne für Menschenrechte in Iran hält nach den ihm vorliegenden Informationen beide Videos weiterhin für echt.
Inzwischen dringt über den Fall immer mehr nach außen, vor allem durch den zweimaligen Pulitzer-Preisträger Borzou Daragahi, der noch für die Los Angeles Times in Teheran ist. Ihm gelang es bereits am Sonntagfrüh, die Familie von Neda zu finden. Er verbrachte den Trauertag im Kreis ihrer Freunde, und auf seinem Bericht basieren die meisten neuen Details. "Sie war ein fröhliche junge Frau“, sagte ihr Musiklehrer Hamid Panahi. "Sie war wie ein Lichtstrahl. Sie war ein so vielversprechender Mensch.“
Bei ihm hatte sie Klavier- und Gesangsunterricht. Und Hamid Panahi, und nicht - wie ursprünglich berichtet - Nedas Vater, war der weißhaarige ältere Mann im gestreiften T-Shirt, in dessen Armen sie starb. "Hab keine Angst, Neda! Bleib bei mir, Neda, bleib bei mir!“, hört man ihn auf dem Video verzweifelt schreien, während ihr das Blut aus Mund und Nase quoll. Ein drittes inzwischen aufgetauchtes Handy-Video, was kurz vor dem tödlichen Schuss aufgenommen wurde, zeigt die beiden inmitten einer kleinen Gruppe. Sie stehen auf der Straße und schauen Demonstranten zu, die mit Rufen "Allah ist groß“ und "Nieder mit dem Diktator“ vorbeiziehen.
Neda wurde 1982 in Teheran geboren und hat zwei Brüder. Ihr Vater ist Beamter, ihre Mutter Hausfrau. Zunächst studierte sie islamische Philosophie an der Azad-Universität. Dann ließ sie sich an einem Privatinstitut zur Touristenführerin ausbilden und begann, Türkisch zu lernen. Reisen wurde ihre Leidenschaft, erzählten ihre Freunde dem amerikanischen Reporter. Sie fuhr nach Dubai und Thailand. Vor einigen Monaten flog sie zum Strandurlaub nach Izmir in die Türkei. Dort lernte sie ihren Verlobten Caspian Makan kennen, einen 37-jährigen Fotografen. "Ich habe versucht, sie davon abzuhalten, auf die Straße zu geben – vergeblich“, sagte er in einem Interview mit dem persischen Dienst von BBC.
+
نوشته شده در چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 2:11 توسط حسین خرسند
|